تجربه در راه اندازی کسب و کار

هنگام راه اندازی شرکت ها ، تجربه بسیار مهم است

تحقیقات جدید نشان می دهند که شرکت های کارآفرینی که به صورت سریالی هستند در فروش و بهره وری از همتایان تازه کار خود فراتر می روند.

در فوریه سال ۱۹۹۹ ، ایلان ماسک با راه اندازی شرکت کمپاگ اول خود ۲۲ میلیون دلار کسب کرد. مطمئناً او می توانست با میلیون ها دلار خود را بازنشسته کند ، یا بعد از ظهرهای هفته کاری خود را به کارهای داوطلبانه بگذراند ، اما در عوض به تاسیس X.com  پرداخت ، که با پی پال ادغام شد و وقتی سه سال بعد به سود دهی رسید ، ۱۶۵ میلیون دلار برای او به صورت خالص کسب کرد .

کسب و کارهای بعدی که او راه اندازی کرد اسپیس ایکس و تسلا و…

ماسک و سایر چهره های مطرح سیلیکون ولی نوعی اسطوره درباره کارآفرینی به صورت سریالی ایجاد کرده اند. شرکت های سرمایه گذاری در حال حاضر سرمایه های کارآفرینان به صورت سریالی را با نرخ های بیشتری نسبت به تازه کارها تأمین می کنند. آیا آنها حق این کار را دارند؟

کاترین شا ، استاد اقتصاد دانشکده بازرگانی استنفورد ، می گوید: “ما می خواستیم این داستان را آزمایش کنیم که آیا کارآفرینان به صورت سریالی واقعاً بهتر عمل می کنند؟” “تئوری مربوط به کارآفرینی سریالی واقعا هیچ مقاله جالب برای پرسیدن این سؤال نداشت ، و این سوالی است که نیاز به پاسخ دارد.”

با آندرس سورنسن در دانشکده بازرگانی کپنهاگ ، شاو موفقیت کارآفرینان تازه کار و سریالی در دانمارک را بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۳ مقایسه کرد.

دستاوردهای سریالی

شاو و سورنسن داده های فروش ، اشتغال و بهره وری تقریبا۲۱۵،۰۰۰ شرکت دانمارکی را که توسط کارآفرینان اداره می شوند ، بررسی کردند (بازارهای کارآفرینی بین دانمارک و ایالات متحده قابل مقایسه هستند ، اگرچه دانمارک دارای یک بخش فناوری پیشرفته کوچک تر است). بیشتر این شرکتها مشاغل کوچک بودند. کارآفرینان سریالی ، که به عنوان بیش از یک بنگاه بین ۲۰۰۱ و ۲۰۱۳ تأسیس شده اند ، حدود ۲۰٪ از شرکت های نمونه را به خود اختصاص داده اند. “در میان این مشاغل کوچک ، آیا یک کارآفرین سریالی بودن سود دارد؟” شاو می پرسد “و اگر چنین است ، چرا؟”

ممکن است شما چیزی را از شکست یاد بگیرید ، اما لزوما برای موفقیت مهم نیست. ما در حقیقت مخالف آن را می بینیم .

کاترین شاو

جواب سؤال اول یک بله واضح است. کارآفرینان سریالی به طور متوسط ​​با ۹۸٪ فروش بالاتر ، بسیار مؤثرتر از افراد تازه کار بودند (۵۴.۸۰۰ دلار در ماه در مقابل ۲۴۶۰۰ دلار در هر ماه). آنها همچنین ۴۹ درصد بیشتر مولد بودند ، هنگامی که سرمایه و نیروی کار در نظر گرفته شد. این تفاوت در موفقیت کارآفرینان سریالی و تازه کار نیز در اندازه شرکت ثابت است. به عنوان مثال ، بین بزرگترین شرکت های نمونه ، که توسط کارآفرینان تازه کار اداره می شوند ، ۹۴۳۰۰۰ دلار فروش به طور متوسط ​​داشتند ، در حالی که شرکتهایی که توسط کارآفرینان سریالی اداره می شوند به طور متوسط ​​۱.۹۹ میلیون دلار _ تقریبا دو برابر بیشتر_ فروش دارند.

علاوه بر این ، با مقایسه کمپانی های اول و دوم که توسط کارآفرینان سریالی تأسیس شده است ، کمپانی های دوم حتی بهتر از کمپانی های اول عمل کرده اند و میانگین آن ۵۵٪ بیشتر از کمپانی اولشان بود. شاو می گوید: “ما نشان می دهیم که به عنوان یک کارآفرین سریالی در شرکت اول ، یک مزیت گفته شده و مشخص دارد.” “و ما نشان می دهیم که شرکت دوم که یک کارآفرین سریالی آن را افتتاح می کند بهتر است.”

به دنبال دلایل موفقیت

بنابراین آیا کارآفرینان سریالی فقط خوش شانس هستند؟ شاو تصدیق می کند: “همه به شانس نیاز دارند.” اما این به تنهایی نمی تواند نتایج را توضیح دهد ، زیرا “شانس قابل تکرار نیست”. اگر کارآفرینان سریالی به سادگی خوش شانس بودند ، شرکت های دوم آنها تمایل به شکست داشت و یا در بهترین حالت به اندازه شرکت های متوسط ​​کارآفرین تازه کار موفق خواهند بود. درعوض ، وقتی کارآفرینان سریالی شرکت دوم را افتتاح می کنند ، به طور کلی عملکرد بهتری نسبت به شرکت اول دارند.

اما یافته ها همچنین فراتر از استعداد خام است. اگر کارآفرینان سریالی از ابتدا مهارت های بهتری داشته باشند ، ممکن است انتظار داشته باشیم که شرکتهای دوم آنها نیز تقریبا به صورت اولی عمل کنند: آنها یکی را افتتاح می کنند ، این کار را به خوبی انجام می دهد. آنها دومی را افتتاح می کنند و نیزخوبی عمل می کند ، اما باز هم ، این تمام داستان نیست.

وی می گوید: “باید چیز دیگری وجود داشته باشد که کارآفرینان سریالی به دنبال شرکت های های دوم هستند که حتی موفق تر از شرکت های اولشان باشد .” از نظر وی ، این به معنای توانایی یادگیری سریع و مؤثر از موفقیت شرکت های اول آنها است ” و نشان می دهد که برخی از یادگیری ها در بین کارآفرینان سریالی انجام می شود .”

او همچنین یک تفاوت مهم جمعیتی را در این یافته ها یادآور می شود: اگرچه زنان بسیار کمتر تمایل دارند کارآفرینان سریالی باشند ، اما زنان وقتی در جستجوی تجارت دوم هستند ، کمی موفق تر از همتایان مرد عمل می کنند .

در این یافته ها دو راهکار مهم و پنهان وجود دارد. اولا ، منابع قابل توجهی در ایالات متحده و خارج از کشور متعهد به حمایت از مشاغل کوچک و کارآفرینان هستند. بخش خصوصی ، از طریق کارآفرینی اجتماعی ، به طور فزآینده ای به عنوان موتور پیشرفت عمومی تلقی می شود. با توجه به این مسئله ، ممکن است کارآفرینان سریالی – و حتی زیر گروه های خاصی از کارآفرینان سریالی – بیشترین مهارت را برای آموزش دیگران در مورد آنچه منجر به موفقیت می شود ، داشته باشند.

دوما ، شاو خاطر نشان می کند که این نتایج ، این قاعده استوار را رد می کند که تأکید بر شکست به عنوان هسته و پیشرو لازم برای موفقیت دارد . شاو می گوید: “شکست ضروری نیست.” در حقیقت ، ۸۴٪ از کارآفرینان با بیش از یک شرکت پس از افتتاح دومین فعالیت خود ، اولین تجارت را به صورت موفق اداره می کنند. “شما ممکن است چیزی را از شکست یاد بگیرید ، اما لزوما برای موفقیت اهمیت ندارد . “

برداشت من:

  • دریا رفته میداند مصیبت طوفان را...
  • ما وقتی کسب و کاری را راه اندازی می کنیم تجربه بدست میاوریم ...
  • برای مسائل و چالشها راه حل پیدا می کنیم بعد میفهمیم که شاید راه حلی که انتخاب کردیم اشتباه بوده یا نه اصلا باید مسیر کسب و کارمان را تغییر دهیم و به اصطلاح پیوت Pivot انجام بدیم.
  • شاید ابتدا فکر کنیم کسب و کار خیلی موفقی رو داریم راه اندازی میکنیم ( پیشنهاد میکنم حتما برای راه اندازی کسب و کار کتاب تست مامان رو بخونید و بعد تحقیقات بازار انجام بدید که منجر به حداقل محصول قابل استفاده یا MVP (minimum viable product) بشه)
  • تجربه راه اندازی کسب و کار باعث میشه که تجربه کارآفرین یا بنیانگذار بالا بره و از تجربه کسب و کار اول بتونه کسب و کار دوم رو بهتر و با درآمد بالاتری راه اندازی کنه.

برامون در کامنت بنوسید و اگر دوست داشتید با دوستانتون به اشتراک بگذارید

  • چالش شما در راه اندازی کسب و کار چی بوده؟
  • چطور تونستید حلش کنید؟

مقالات مرتبط:

Share on linkedin
Share on telegram
Share on email
Share on whatsapp
دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.