استارتاپ

ساختن استارتاپی که ماندگار خواهد بود

نوشته شده توسط همنت تانجا و کن چنالت

قسمت اول:

در یک دهه گذشته ، نرخ رشد تعیین کننده موفقیت برای اکثر شرکت های فن آوری بوده است. قانون مور قدرت محاسباتی بی سابقه ای را فعال کرد ، و با افزایش بازده در مقیاس ، زمینه را در بازارهای برنده در اختیار گرفت. هک رشد به مانترای کارآفرینی در اوایل قرن بیست و یکم بدل شد و در نتیجه غول های فن آوری جدید ، صنایع کاملا نو و عصری که در آن جامعه ، محتوا و تجارت آنلاین ، تعریف ما از زندگی ، یادگیری و کار را ایجاد کرده اند.

در یک ماراتن سرعت و پشتکار مهم است. معدود شرکت هایی از رونق فن آوری اواسط دهه ۲۰۰۰ برای پیش بینی سفر طولانی که پیش رو دارند استفاده کرده و باید سرعت خود را تعدیل کنند. وسواس جمعی ما با ایجاد اختلال باعث شده است که ما شرکت های قدیمی چند دهه گذشته را به جای تحسین بی فایده تلقی کنیم. پتانسیل دستیابی به موفقیتهای شغلی برای بسیاری از سرمایه گذاران و مشاوران به دست آمده است و ما نتوانستیم مبانی پایداری را برای مربیان بنیان گذاری کنیم .

اکنون فقط می دانیم که چگونه نگرش ” حرکت سریع و در هم کوبیدن همه چیز” غیرقابل توجیه بود.

ماندگاری در ایجاد کسب و کار به عنوان یک اصل در نظر گرفته شده است – هیچ کس تصمیم ندارد شرکتی با تاریخ انقضا ایجاد کند. گفته می شود تعداد کمی از شرکتهای اولیه در مورد اصول استراتژیک مورد نیاز برای پایداری به صورت نقادانه فکر می کنند.

فکر می کنیم این یک امر ضروری است که به سمت جلو حرکت کنیم .

با نگاهی به شرکت های دیرینه در صنایع مختلف ، توانستیم چندین عامل اساسی را که در نگه داری این شرکت ها سهیم بوده اند شناسایی کنیم.

آنها شامل اصول اولیه جامعه، استراتژی های بلند مدت سازگار و رهبری مقیاس پذیر هستند. با اتخاذ چنین استانداردهایی ، شرکت های نوپا می توانند شانس پایداری طولانی مدت را افزایش دهند ، بدون اینکه بر رشد کوتاه مدت یا جامعه در کل تأثیر منفی بگذارد.

یک چارچوب ارزشی را که بر محوریت تأثیرات اجتماعی و نه فقط موفقیت مالی متمرکز شده ، بیان کنید؟

در تحقیقات جیم کالینز و جری پوراس در مورد “شرکت های برتر” که بیش از ۵۰ سال دوام داشته اند ، آنها یک شرکت را پیدا نکردند که “حداکثر کردن ثروت سهامدار” ، “حداکثر سازی سود” یا حتی “حداکثر رشد” را به عنوان یک عامل محرک برای فعالیت خود بیان کند.. همه آنها سودآوری را به عنوان رکن اصلی برای پایداری پذیرفتند ، اما این چیزی نبود که به آنها انگیزه یا داده یا آنها را راهنمایی کند. درعوض ، آنچه کالینز و پوراس در مورد شرکت های ساخته شده برای ماندن توصیف کردند ، تعهد عمیق به مجموعه اصلی از ارزش‌ها بود که به شرکت حس هدف دار بودن می داد، یعنی درک نقش آنها در جامعه و چگونگی ایجاد ارزش برای دیگران .

ارزشهای اصلی به عنوان وجدان این شرکت ها خدمت می کردند ، و نه تنها به عنوان راهنما به منظور دستیابی به اهداف، بلکه به عنوان وسیله ای برای رسیدن به آن استفاده می کنند.

یکی از نمونه های قراردادن ماموریت در مقابل سود کمپانی بهداشت و درمان اینترمانتین (IHC) و تصمیم آنها در سال ۲۰۱۶ برای ۷۰۰ میلیون دلار از درآمدهای بیمار برای شروع تحول در یک عملیات درمانی مبتنی بر حجم ، و هزینه برای خدمات به یک مدل مبتنی بر ارزش استفاده کند.

IHC در سال ۱۹۷۵ با مأموریتی برای کمک به “مردم در زندگی سالم ترین زندگی ممکن” راه اندازی شد. از آنجا که سیستم مراقبت های بهداشتی پیچیده تر شد ، IHC تشخیص داد که برای انجام درست با مأموریت خود باید تغییرات چشمگیر را ایجاد کنند و خود را به سمت آینده ای پایدار سوق دهند.

همانطور که لورا کایزر ، مدیر ارشد اجرایی خاطرنشان کرد ، تصمیمات آنها اقدامات خیریه نیست بلکه اقدامات استراتژیک بودند.

اندازه گیری موفقیت IHC برای اولین به کار گیری این مدل عملیاتی زمان خواهد برد ، اما تعهد جسورانه سازمان به اعتقادات اصلی خود می تواند نقش مهمی در حفظ جایگاه خود به عنوان بزرگترین ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی در بازار منطقه ای داشته باشد.

با توجه به هوش مصنوعی ، حریم خصوصی و نگرانی های مربوط به دستکاری در رفتار ، شرکت های مدرن فناوری امروز با مشکلات اساسی و پیچیده ای روبه رو هستند. آنها نمی توانند تأثیرات محصولات و عملکردهای خود را بر روی اکوسیستم وسیع تر نادیده بگیرند.

پایدارترین سازمان ها بر اساس رابطه متقابل بین تجارت و جامعه ساخته می شوند . بنابراین، مهم است به وضوح نشان دهد که مزایای اجتماعی و اقتصادی از اصول اولیه در مورد ارزش های شرکت است.

توانایی اجرای فعالیت های دوم و سوم را نشان دهید.

شرکت های ماندگار دارای موفقیت یک باره نیستند.

بنیانگذاران با دید بلند مدت می دانند که آنها نیاز به فراتر رفتن از اولین اقدام بسیار موفق دارند. ترجیحات بازار ، قابلیت های فناوری و مقررات تغییر می کنند.

چیزی که زمانی افسانه بود با گذشت زمان به کالایی تبدیل می شود. مشاغل موفق پیش بینی می کنند که آنها چرخه بلوغ را که خواهان انتقال سیستمی هستند ، طی خواهند کرد .

برداشت من:

  • ارزش پیشنهادی خاص مخاطبین خود ایجاد کنیم و آنها را از مخاطب تبدیل به مشتری کنیم.
  • چه اندازه در چشم انداز ما ارزش برای مشتریان خود می بینیم ...
  • اصلا پرسونا مخاطبین خود را به خوبی می‌شناسیم؟
  • چه اندازه تحقیقات بازار در ایجاد ارزش پیشنهادی ما نقش داشته‌اند؟
  • راز ماندگار ایجاد ارزش برای مشتریان است ...
  • کسب و کارهایی ماندگارند خصوصا در ایران، که چابک باشند و بتونند بر موج اتفاقات اقتصادی سوار بشوند به همراه ایجاد ارزش...

پایان قسمت اول

برامون در کامنت بنوسید و اگر دوست داشتید با دوستانتون به اشتراک بگذارید

مقالات مرتبط:

Share on linkedin
Share on telegram
Share on email
Share on whatsapp
نظرات کاربران
  • ممنون از مطالب بسیار خوبتون

  • بسیار عالی

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.